دويديم و دويديم هيچ جا رامون ندادن

گفتن که توی جاده دونده ها زيادن

دويديم و دويديم فايده نداشت دويدن

به همه چی رسيديم به جز به خود رسيدن

دويديم و دويديم تو کمچه های بن بست

می رفتيم و می گفتن خسته نشيد بازم هست

دويديم و دويديم جاده ها بسته بودن

پلای تو راهمون همه شکسته بودن

دويديم و دويديم رفتيم تو خط عادت

کم کم به هم می کردن دونده ها حسادت

دويديم و دويديم راها خاکستری شد

حرفای عاشقونه کم رنگ و سرسری شد

دويديم و دويديم اسفندی دود نکردن

گفتن فقط زير لب ؛کاش ديگه برنگردن

دويديم و دويديم خورديم به سنگ و صخره

طاقتمون تموم شد تا دريا قطره قطره

دويديم و دويديم سيبا رسيده بودن

سه فصل آزگار بود همه دويده بودن

دويديم و دويديم تا رسيديم به ديوار

اون ور ديوارم باز خورديم به فصل تکرار

دويديم و دويديم قصه زندگی بود

که واسه اون دويدن فقط ديوونگی بود

Right Click Then Click Show Picture:::www.Sare.ir::

شايد اشتباهه ما عاشقا دروغ می گن

آدمهای مهربون و با وفا دروغ می گن

اونا که می گن تا هميشه ديونتن

بذا بی پرده بگم که به شما دروغ می گن

اونا که می آن به اين بهونه ها که اومدن

از توی شهر قشنگ قصه ها دروغ می گن

اونا که فدات بشم تکيه کلامشون شده

به تموم آسمونا به خدا دروغ می گن

اونا که با قسم و آيه می خوان بهت بگن

تا قيامت نمی شن ازت جدا دروغ می گن

/ 0 نظر / 8 بازدید